تبليغاتX
فصل فاصله 2
ویرانه شدم نشانی گنج کجاست
پایان شب جدایی و رنج کجاست

ای رهگذر کوچه رندان تو بگو
عطر نفس بهار نارنج کجاست ؟

چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388محمدرضا ترکی |

آرام و صبور و بی صدا ماهیها
دلتنگ حصار تُنگها ماهیها

با خاطره مبهم دریا دلخوش
در جاری اشک خود رها ماهیها !

سه شنبه یازدهم فروردین 1388محمدرضا ترکی |

چو شاخه ای که امیدش به برگ و باری نیست
بهار آمده ، اما مرا  بهاری نیست

نوشته است: بهار است ، شاخه ها سبزند ...
ولی به گفتهّ تقویم اعتباری نیست

مرا که عطر بهشت از تن تو بوییدم
به باد هرزهّ اردیبهشت کاری نیست

درون قاب خزان ایستاده ام ، بی برگ
ز هیچ رهگذرم چشم ِ انتظاری نیست

تو مثل باد بهاری ، گره گشا ، سرسبز ...
ولی دریغ ،  تو را عهد استواری نیست

قرار بود که از عشق نگذریم ، ولی ...
گذشتم از تو و دیگر مرا قراری نیست...!

شنبه یکم فروردین 1388محمدرضا ترکی |