زنگ...
زنگ...
زنگ گوشی اتاق خواب...
زنگ گوشی قدیمی کنار طاقچه...
هیچ یک
مرا نمی برد
تا ترنّم ملایم صدای تو
آه
زنگهای لعنتی برای که...؟
برای چه...؟!
جمعه یازدهم بهمن 1387محمدرضا ترکی
|
رخت را
تا نگاهم
شعله ور از شرم خواهد کرد
شرار بوسه ای
ما را
زمستان تا زمستان
گرم خواهد کرد !
پنجشنبه سوم بهمن 1387محمدرضا ترکی
|
در من آیا
ماری پوست می افکند
به زجر ،
پیله ای بر خود می درد
به درد ،
روحی تبخیر می شود
به رنج
یا شرنگی
ذره ذره
رسوب می کند
در رگهایم...؟
خوشا به حال تو
تنها
مسکّنی را از دست می دهی
که داشت بی اثر می شد !
چهارشنبه دوم بهمن 1387محمدرضا ترکی
|